dr zohreh شنبه 15 اردیبهشت 1397 03:47 ب.ظ نظرات ()
سلام خدمت زهره 10سال آینده!

امروز دلم میخواد بنویسم از سختی ها و استرس های امروزم...شاید به نظر گله و شکایت بیاد ولی اینطور نیست! این کار دو تا فایده داره اول اینکه 10 سال دیگه که برگردم و نوشته های وبلاگم رو بخونم یادم میفته از کجا به کجا رسیدم و دوم اینکه یخورده ازاین فاز دپرس الانم در میام!

روزی که تصمیم گرفتم پزشکی بخونم به معنی واقعی کلمه خام بودم!خام خام ها! تو ذهنم خودمو پروفسور سمیعی و حسابی می دیدم که اومده تا قله های ترقی رو مثل جت طی کنه!

حالا که وسطای راهم دارم کم کم میفهمم برای اینکه به جایی برسم نه تنها درس هایی که تا الان خوندم هیچییییی حساب نمیشن بله 10 برابر الانم باید یاد بگیرم که تازه بشم پزشک قابل قبول مردم!! و نه پزشک حاذق!!
نمی دونم شاید وضع آموزش تو دانشگاه های دیگه بهتر باشه ولی الان بعد از گذشت 1 سال و نیم از استاجریم واقعا شاکیم که چرا اینجا اینجوریه و کسی دلش به حال ما نمیسوزه...هععییی....بعضی بخش ها واقعا چیزی در حد زیر صفر آموزش دارن و هرچی خودت بری دنبالش و دلت بسوزه برا خودت
کاش یه روزی بشه برا سیستم آموزش پزشکی فرسوده و داغون مون یه کاری کرد
البته همه چیز رو هم نمیشه گردن سیستم انداخت...خودمم تنبلی زیاد داشتم...عادت به شب امتحانی درس خوندن رو نمیشه کتمان کرد...ازینم اعصابم خورده بدجوور!
و اینکه کار عملیم هم داغونه داغونه...معاینه م خوبه ولی برا تزریقات و خیلی چیز های دیگه اساسی دست و دلم می لرزه و اگه با همین فرمون برم جلو نه تنها پروفسور سمیعی نمیشم که... بمااند
و بعد همه اینا مسئله مالیه که هست...پول به طرز عجیبی معجزه میکنه....برات استقلال،احترام،آزادی میاره...پول پرست نیستم ولی به این رسیدم که یه رکن مهم شاد بودن جیب پرپوله! هرکس بگه نیست چرت و پرت میگه
درسته خانواده من پولدار نیستن ولی خداروشکر زندگی خوبی داریم و همه چی عالیه...اما من بیشتر میخوام!...نمی خوام برای خریدن هر کتابی دو دو تا چهار تا کنم زهره... نمی خوام حسرت ماشین آخرین مدل به دلم بمونه!
دوست دارم بهترین و موفق ترین زندگی رو داشته باشم...برای خودم و خانوادم همه چی فراهم باشه...اگه یه روزی بچم خواست بره خارج درس بخونه دغدغه مالی نداشته باشه و به جای نمیشه و ندارم، بتونم بگم کدوم کشور؟
اعتماد به نفسمو باید بسازم زهره...میدونم بهتر شدم ولی این کافی نیست که هیچ! زیر اون چیزیه که برا خودم لازم می دونم...باید بهترین بشم

میدونم ازین حرفها بوی جاه طلبی میاد...حسی که تا حالا تجربه ش نکرده بودم... اما من فهمیدم برای موفق شدن باید و باااید جاه طلب بود و بیشترین و بهترین رو خواست...باید تلاش کرد و تلاش کرد تا چیزی رو که میخوای به دست بیاری!
و البته هیچ وقت برای شروع دیر نیست...برای شروع امروز بهتر از فرداست زهره عزیزم
هروقت زندگیم شروع می کنه به سخت و غیرقابل تحمل شدن!! اون موقع میفهمم دارم رشد میکنم و بعد تموم شدن سختیه که حس میکنم چقدر بزرگ شدم! پس این روزا رو هم با امید و تلاش می گذرونم و ازش لذت می برم!

اینجوری خلاصه زهره خانوم 10 سال آینده که بهترین خودت شدی!...روزی که داری اینا رو میخونی میخندی و میگی خداروشکر که برای رویاهام جنگیدم و کوتاه نیومدم

پی نوشت: اوووففف خالی شدم...نوشتن بهترین مسکن دنیاست!
پی نوشت2: دیروز یه حرکت جانانه زدم و از گروههای تلگرامم بجز اونایی که خبرای دانشگاهو می گرفتم ازشون لفت دادم...حس می کنم آرامش ذهنیم دو برابر شده!
پی نوشت3: بریم که بجنگیم

15 اردیبهشت 97