Awindow Tothislife چهارشنبه 2 خرداد 1397 08:33 ب.ظ نظرات ()
این روزها بعد از دو تا امتحان سنگین اطفال و قلب که حسابی شیره وجودمو مکیدن! وارد ماه رمضون شدم و سیکل خواب و بیداریم به شدت بهم خورده و دعا دعا می کنم بتونم بعد افطار یکی دو ساعتی درس بخونم! (غرغروونه)
خلاصه اینکه اگه راهی میشناسین که بشه ماه رمضون درس خوند بمن هم بگین...قربونتون


یکی از رویاهام اینه که یه روز دختردار بشم و دخترمو جوری تربیت کنم که بهترین خودش باشه...
دختر عزیز من...قهرمان زندگی خودش باشه...
دلم میخواد قوی ترین باشه...محکم ترین و با اعتماد به نفس ترین...
نترسه ، نلرزه از هیچی...از هیچ کس...
بهش بگم دخترم...عزیزکم...نازنینم...من همیشه کنارتم و پشتتم...
از هیچی نترس...برو دنبال رویاهات...برو نگران هیچی هم نباش...
کمکش کنم به آرزوهاش برسه...نه اینکه آرزوهاشو قیچی کنم...
ایشالا که بتونم...ایشالا که بتونه...

شما ارزشمندید هرجا که باشید و هرکاری که بکنید
به صداهای مزخرف گوش ندید که تو این جامعه مردسالار دارن خسته و خسته ترتون میکنن...
به این فکر کنید شاید یه روز دختر دار شدید...شاید یه روز وصله تن تون خواست پاشو بذاره تو این جامعه گل و بلبل...
امیدوارم اون روز بتونم به دخترم بگم...عزیزکم من همه تلاشمو کردم اینجا رو جای قشنگتری کنم برات...برو و زندگی کن...آزاد و رها...

پ.ن.1.خوشحالی یعنی وقتی تو گوگل سرچ کنی "یک پنجره به این زندگی" و وبلاگ خودت رو اولین رتبه ببینی!!! یعنی به حد ذوق مرگی می رسی!!!
پ.ن.2.التماس دعا