dr zohreh یکشنبه 1 بهمن 1396 10:58 ب.ظ نظرات ()
به نام خدا

سلام بر  وبلاگ دوست داشتنی خودم

اولین روز از پروژه شادی چگونه گذشت?...خوب بود بد نبود!
از چیزی ناراحت نشدم یا اگه شدم همون لحظه تو خودم حلش کردم...
 اعتماد به نفسمو بیشتر کردم...بیشتر خندیدم...خوش بودم خلاصه
اما هنوز یه چیزهایی می لنگه...درستش می کنم...

اما امروز دلم میخواد بگم زهره قوی باش...

حس سانتیاگو کیمیاگر رو دارم وقتی تو بندر تمام پولهاشو دزدیدن و نه میتونس برگرده و گوسفند بخره و نه اینکه بره به اهرام مصر!
ما دوست داریم زندگی رو جوری ببینیم که میخواهیم باشه نه جوری که واقعا هست... روبرو شدن با زندگی واقعی واقعا سخته!...مخصوصا اگه براش آماده نشده باشی داغونت میکنه...

ولی یه جمله ای رو این وقتها باید با خودم زمزمه کنم...
چیزی که تو رو نکشه قوی ترت میکنه.

روز و روزگارتون خوش

1بهمن 96