dr zohreh سه شنبه 17 بهمن 1396 05:01 ب.ظ نظرات ()
سلام به وبلاگ عزیزم و خواننده های عزیزتر

خب خانم دکتر از پروژه شادی تون می گفتین! نصف بهمن گذشت ها!!!

راستش کج دار و مریض داره به پیش میره!...شنیدین میگن سنگ بزرگ نشونه نزدنه؟!



حساسیتم که خیلی خیلی کم شده...گاها که از آدمها ناراحت میشم یا با دلیل برای خودم حلش می کنم یا بی دلیل میگم زهره اهمیتی نداره که برای این موضوع روز خودتو خراب کنی و بیخیالش میشم یا همون تکنیک معجزه آسا نوشتن رو به کار می برم...

مثلا امروز استادمون به من یه چندتا تیکه تپل با نمک انداخت! اگه اون آدم قبلی بودم قطعا گریه می شدم!! اما به خودم گفتم زهره استاد شوخی کرده و اصلا اهمیتی نداره... بذار همه حالشون خوش باشه با این شوخی و خودت هم بخند! و خندیدم!

و صد البته برا بار هزارم به خودم یادآوری کردم که آدما رو قضاوت نکنم...

تمرین صدا رو که انجام میدم ولی تغییر محسوسی نمی بینم!
اعتماد به نفس هم که همونه که بود!
ورزش هم نمیکنم راستش
خلاصه اوضاع خرابه بجز همین کم شدن حساسیتم که راضیم از خودم

اما حالا که بهمن به نیمه رسیده تصمیم دارم همین تصمیم ها رو پیش ببرم...جدول تصمیمات و تیک زدنهای آرامش بخش...و صد البته برنامه ورزش و تمرین صدا رو حسابی دنبال کنم...

زهره عزیزم تو بهترینی و لایق بهترین!...زندگی همه بالا و پایین داره...باید بجنگی...باید قوی باشی و از همه مهم تر به خودت ثابت کنی که هرچی در توان داشتی انجام دادی...پس برو بجنگ پیروز شو!!!...و حسابی کیف شو ببر که دنیا دو روزه!

17 بهمن 96